خسته ام خیلی زیاد ٬ خیلی بیشتر از همیشه . امروز بین هزار تا اشنا ٬ غریب غریب بودم . امروز میون هزار تا ادم ٬ تنها تنها بودم .امروز هیچ جایی نداشتم که برم ٬ بغض سنگینی که ته گلوم گیر کرده بود ٬ داشت خفه ام می کرد . امروز هزار بار خرد شده بودم ٬ امروز دل بیچارم بد جوری شکست !
امشب از اون شبهاست که دلم میخواد ٬ چشمهای خسته و خیسم با یه خواب ابدی سیر بشن !
ای کاش وجودش بسته به وجودم نبود !!! من حتی نمی تونم ارزو کنم که نباشم !!!
اه که چقدر من خسته ام . پس تو کجایی خدا !!
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 0:12  توسط نرگس
|
