تبليغاتX
بخوان تا به ناشنیدههایم برسی - باز دوباره اشتباه

بخوان تا به ناشنیدههایم برسی

باز بی تاب شدم

باز بی خواب شدم

باز عشق مرا دیوانه کرد و 

میوه کمیاب شدم

باز وجودم لرزیدو بر معشوق

شراب ناب شدم

باز ساقی از می دیوانگیش ریخت و

 از زندگی سیراب شدم

باز عاشق یک ظالم شدم و

با هستیم آسیاب شدم

باز بی کس و تنها

پناهنده شب و مهتاب شدم

چه کنم؟

باز دوباره قلبم

بازیچه دست کسان شد و

قطره قطره اب شدم !!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 23:0  توسط نرگس  |